Alone With You

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
امروز سه شنبه 27 دی 1390 ساعت 10:02 ب.ظ بود. سحــــر ---- رد پای دوست |

تقصیر خودم نیست

تو را که می بینم


هز چه از بر کرده بودم ، از برم می رود


تو را که می بینم


همه ی واژه ها نا گفته می مانند


تا همیشه چیزی برای با خودم تکرار کردن داشته باشم


همه ی اینها تقصیر حرارت جضور توست


سنگینی حرم حضور تو را


پاسخی جز سنگینی سکوتم نمی یابم


تقصیر خودم نیست تو را که می بینم


چیزی برای گفتن ندارم




امروز پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ساعت 04:27 ق.ظ بود. سحــــر ---- ردپای دوست |

به دریای آغوشت تن می سپارم

موج دستانت لمس می کند،بلور تنهاییم را

گوشها یم بی قرار ...

بر جذر و مد سینه ات آرام می گیرد ...

بالا و پایین غرق می شوم ...

در رویای صدف لبهایت ....

چه خوب است پهلو گرفتن در ساحل زیبای چشم های تو ...



امروز پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ساعت 04:04 ق.ظ بود. سحــــر ---- ردپای دوست |

به جای اشکی که فردا بر مزارم میریزی امروز با تبسمی شادم کن...

من امروز به تو نیاز دارم...



امروز پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ساعت 04:02 ق.ظ بود. سحــــر ---- ردپای دوست |

فقط یک بار به دنیا می آیی ،

فقط یک بار خداوند
زندگی را به تو هدیه می کند ؛

اما در سرایی دیگر همواره خواهی بود ؛

اگر این فرصت یک باره را از دست دهی ، چه خواهی کرد؟

گرچه یک بار به دنیا می آیی اما یادت باشد که هر صبح تولدی دوباره است ؛

تولدی از خود با خود و به دست خود...

 


امروز پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ساعت 03:26 ق.ظ بود. سحــــر ---- ردپای دوست |

خداوندا!...پروردگارا!...معبودا!

با چه صدایت کنم تا بشنوی؟!

بحران زده‌ایم، نمی‌دانیم به كجا رو كنیم، به چپ و راست رو می‌كنیم، به پس و پیش و فقط ظلمت را می‌بینیم.

به درون رو می‌كنیم، ستاره های می‌بینیم.

خدایا! تو آن ستاره‌ای، و اگر تو با ما هستی، درون ما، كنار ما، هیچ نیرویی در این دنیا نمی‌تواند ما را شكست دهد.

یاریم کن تا برخیزم...



امروز پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ساعت 02:51 ق.ظ بود. سحــــر ---- ردپای دوست |

امشب به یاد تک تک ِ شب ها دلم گرفت در اضطراب کهنه ی غم ها ،

دلم گرفت انگار بغض تازه ای از نو شکسته شد در التهاب ِ خیس ِ ورق ها ،

دلم گرفت ! از خواندن تمام خبر ها تنم بسوخت ... از گفتن تمام غزل ها

دلم گرفت ... در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو ... در آتش ِ گرفته سراپا...

دلم گرفت!متروکه نیست خلوتِ سرد دلم ولی از ارتباطِ مردم ِدنیا دلم گرفت !!

یک رد ِ پا که سهم ِ من از بی نشانی است!



امروز پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ساعت 02:30 ق.ظ بود. سحــــر ---- ردپای دوست |

نفسم ؛

چشم‌هایم را می‌بندم،

زمان را متوقف می‌کنم،

مسافت ها رو از بین می‌برم،

و تو را تا ابد در آغوش می‌گیرم.

دلم برای آغوش گرمت تنگ است...

003c051uCCE.jpg



امروز یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ساعت 01:17 ق.ظ بود. سحــــر ---- ردپای دوست |

قــبـل تـر ها

وقتی هنوز تو نیامده بودی

عاشقانه های هرکس را که می خواندم

به سادگی اش می خندیدم

حالا خودم گریه می کنم

و برایـتـــــــ عــاشــقــانــه می نویسم

 

امروز یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ساعت 01:09 ق.ظ بود. سحــــر ---- ردپای دوست |

آخریـــــــــن نوشته ها
تقصیر خودم نیست...
آغوشت...
امروز نه فردا...
تولدی از خود...
خدایا...
دلم گرفت...
نفسم...
عاشقانه هایم...
لمس کن...
فقط باش...
خدا...
همیشه انسان باش...
دوستت می دارم
...
با من بمان عشقم ...

صفحات
کل صفحات :( 21 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...